سيد محمد كمره اى
91
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
از آقاى نير و حق هم دارد كه مىخواهد به اصرار داخل يكى از جماعات و جزو مبرزين بوده باشد . بعد ساعت دو و نيم به منزل آمده شام قليه كدوى حلوائى با نان تازه داشته خورديم . اما چهقدر قليه شيرين بود . گرسنگى مردم دوشنبه پنجم جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى زنها خيال حمام و ربابه خانم به جهت رختشويى آمده بود . من رفتن حمام بچهها را موقوف ، ربابه خانم تا رفتند كه زغال و سماور براى او آتش كنند رفته بود پوستهاى كدوى ديروز ما را جمع و مشغول خوردن شده بود ؛ آهآه . جلسه كميسيون برنج احمد را فرستادم نزد استاد عباسقلى و زندائى و خانه عمهاش . بعد ناهار قليه و آبگوشت و ماست خورده ، براى ربابه خانم ناهار داده ، نصف خورده مابقى را برده ، بعد چايى خورده عصر به خانه خلخالى رفته ، عيالش خيلى دلتنگى از جديده « 1 » داشت . يك به غروب بيرون آمده ، سوار واگون ، دكتر سيد محمد خان را ديده حالش بهتر بود . اول مغرب به خانه معين الوزارة رفته ، همه اعضاء الا خود وزير [ حضور داشتند ] ، بعد از ساعتى مشغول مذاكرات و معرفى مفتشين شده ، بنده اظهار نمودم كه وظايف مفتشين را كتبى [ معلوم نمائيم ] و همه را يك روز احضار [ كنيم ] . اولى قبول كه چهارشنبه عصر قرائت شود . دويم قبول نشد . گفتم من غرضم معرفى سرمفتش بود . گفتند بايد خود شما باشيد . گفتم شايد مسافرتى [ در پيش داشته باشم ] . گفتند اگر مسافرتى شد تبديل مىشود . اعانه امريكايىها و اولتيماتوم انگليسىها بعد ساعت يك و نيم بلند شده از ميدان توپخانه سواره صحبت شد كه شاه پنجهزار تومان اعانه داده و يكصد و هشتاد هزار تومان امريكايىها اعانه براى ايران دادهاند . التيماتوم انگليسىها كه بايد چهل هشت ساعته محبوسين جنگل
--> ( 1 ) . همسر جديد .